Baghchah باغچه

Baghchah باغچه

Share

من شدم خلق که مُثمر باشم
نه چنین زائد بی جوش خروش

01/06/2026

هیچگاه نسبت به چیزی که از دست تان رفته تاسف نخورید .

31/05/2026
31/05/2026

۲۹ می سال ۱۴۵۳ میلادی...

کودکی، وقتی منحیث شاهزادۀ عثمانی در قصر قدم می‌زد، یک رؤیا در ذهنش شعله می‌کشید؛ رؤیایی که بسیاری آن را ناممکن می‌دانستند.

او بارها حدیث رسول الله ﷺ را شنیده بود:

«قسطنطنیه حتماً فتح خواهد شد؛ چه نیکو امیری است آن امیر و چه نیکو لشکری است آن لشکر».

این سخن و بشارت رسول الله ﷺ در قلب کودکانه‌اش ریشه دوانده بود. تا جاییکه بازی‌های کودکانۀ او، تمرین با وسایل جنگی و باروت و نقشۀ دیوارهای قسطنطنیه بود. تا بتواند به این رؤیای خود پابند بماند.

سال‌ها گذشت و آن کودک، به سلطان و حاکم جوان تبدیل شد: محمد دوم.

اما وقتی تصمیم گرفت به جنگ روم برود و بزرگ‌ترین شهر مسیحیت را فتح کند، بسیاری با او مخالفت کردند و فتح قسطنطنیه را برای یک جوان 21 ساله، خیال‌پلو بازی می‌دیدند.

عده‌ای می‌گفتند:
«قسطنطنیه قرن‌هاست که سقوط نکرده»
«ما هنوز آماده نیستیم و باید منتظر یک وقت مناسب باشیم»
«جنگ با روم، پیش از وقت و نوعی حماقت است».

براستی هم قرن‌ها بود که دیوارهای عظیم قسطنطنیه همچون سدی شکست‌ناپذیر در برابر دشمنان ایستاده بود.

شهر، پایتخت امپراتوری روم شرقی و یکی از مستحکم‌ترین دژهای جهان به شمار می‌رفت؛ شهری که پادشاهان و فرماندهان بسیاری آرزوی فتحش را داشتند، اما ناکام بازگشته بودند.

اما محمد 21 به چیزی فراتر از دیوارهای شهر نگاه می‌کرد.

او خود را در مسیر تحقق بشارتی می‌دید که قرن‌ها پیش رسول الله ﷺ داده بود، پس فرمان آماده‌سازی سپاه را صادر کرد.

در بهار سال 1453میلادی هزاران مجاهد با پرچم‌های اسلام در اطراف قسطنطنیه اردو زدند؛ شهری که دیوارهای عظیمش افسانه شکست‌ناپذیری ساخته بود.

محاصره آغاز شد. قسطنطنیه از سه طرف با خشکی و دیوار، و از یک‌طرف با آب (خلیج شاخ طلایی) محافظت شده بود. از طرف آب نیز یک زنجیر غول پیکر مانع از حملۀ کشتی‌ها به این شهر میشد.

توپ‌های غول‌پیکر عثمانی شب و روز بر دیوارهای شهر می‌کوبیدند، اما قسطنطنیه همچنان مقاومت می‌کرد. برخی آرام آرام زمزمه می‌کردند که شاید درباریان و مخالفان این حمله راست گفته بودند...

در یک شبی تاریک، محمد تصمیمی گرفت که همه را شگفت‌زده کرد: فرمان داد کشتی‌ها را از روی خشکی عبور دهند.

سربازان، کشتی‌ها را بر تنه‌های چوبی چرب شده کشیدند. کاری‌که در تاریخ برای اولین و آخرین بار انجام شد.

صبح که رومیان از خواب برخاستند، با صحنه‌ای هولناک روبه‌رو شدند:
کشتی‌های مسلمانان در داخل خلیج شهر ظاهر شده بودند.

ترس در دل مدافعان افتاد و حلقه محاصره تنگ‌تر شد.

اما شهر هنوز هم مقاومت می‌کرد تا بالاخره یک شب، در میان جنگ‌های سخت و تن به تن، درباریان نزد محمد آمدند و گفتند: فقط تعداد کمی سرباز و جان نثار باقی مانده اند، اگر همین حالا فرمان عقب نشینی ندهی کسی زنده نمی‌ماند.

اما محمد دوم عقب ننشست و گفت:
«یا من قسطنطنیه را فتح می‌کنم یا قسطنطنیه مرا فتح خواهد کرد!» و خودش با آخرین مجاهدین باقیمانده فرمان حمله نهایی و فدایی را داد. فریادهای «الله اکبر»آسمان را لرزاند و موج‌های پی‌درپی سپاه اسلام به دیوارها هجوم بردند.

سر انجام پس از شب سخت و طولانی، لحظه موعود فرا رسید...

صبح ۲۹ می پرچم اسلام بر فراز دیوارهای قسطنطنیه برافراشته شد.
امپراتوری هزار ساله روم شرقی و وارث تمدن چندهزارساله روم سقوط کرد. و بشارتی که قرن‌ها در دل مسلمانان زنده بود، به حقیقت پیوست.

از آن پس نام آن جوان 21 ساله از محمد دوم به محمد فاتح تغییر کرد و شهر نیز بنام اسلامبول (شهر اسلام) نامگذاری شد. اروپائیان بخاطر این شکست آنقدر از محمد فاتح نفرت داشتند که در روز فوت این بزرگمرد، ناقوس‌های کلیسا به صدا درآمدند و در شهر ونیز خبر مرگش را اینگونه اعلام کردند:
» یعنی عقاب بزرگ مُرد! La Grande Aquila è morta«

و اینگونه رادمردان راه الله همچون محمد فاتح به عهدی که با الله و رسولش ﷺ بسته بودند، تا آخر پابند ماندند و برای ادای حکم الله (اظهار دین) و تحقق بشارت پیامبر ﷺ؛ جانانه رزمیدند.

31/05/2026

انسان همواره در زیان است .

28/05/2026

کافیست که کارت به الله جل جلاله سپرده شود .

27/05/2026

به بهانه اینکه الله می بخشد گناه نکنید که مجازات الله جل حلاله حتمی است .

27/05/2026

الله جل جلاله همان کسی است که شما را آفرید .

Want your business to be the top-listed Beauty Salon in Kabul?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Telephone

Address

Kabul
240000